۴ مطلب با موضوع «شعر و باران و من و تو و ...» ثبت شده است

و وقتی غم عزیزی در این دل است ...

گفتم چشمم گفت به راهش میدار
گفتم جگرم گفت پر آهش میدار
گفتم که دلم. گفت چه داری در دل؟ 
گفتم غم تو. گفت نگاهش میدار
  • ۷ پسندیدم
  • نظرات [ ۰ ]
    • جمعه ۸ ارديبهشت ۹۶

    چند بیتی ...

    اگر بدون اجابت به خانه بر گردم ،

    برای من که نه ، اما برای تو بد نیست ؟!

    ========================

    بازار طلا نیست اگر موی طلاییت ...

    با هر وزش باد چرا در نوسان است ؟!

    ========================

    هیچ چشمی لایق دیدار گیسوی تو نیست

    من محمد خانم و این شهر کرمان من است ...

    ========================

    1- فاطمه سادات موسوی 2- مجید آژ 3- حسین زحمت کش

    منبع :ابیات سنگین

  • ۱۱ پسندیدم
  • نظرات [ ۸ ]
    • دوشنبه ۲۳ اسفند ۹۵

    سوای رسوایم

    همرنگ جماعت شو ، شعر عمر سعد است/

    عشق است سوا بودن، از همچو جماعاتی ...

    ساکن/ 8 محرم/ ساعت 8 صبح

  • ۱۲ پسندیدم
  • نظرات [ ۳ ]
    • دوشنبه ۱۹ مهر ۹۵

    وقتی که دلم برای شعر تنگ می شود

    1. بیرون ز تو نیست آنچه می خواسته ام / فهرست تمام آرزوهای منی ...

    2. گیسو بتکان دخترِ زیبای غزلها/آب از سر من رفته و دیگر چه حجابی؟
    دیشب زدم از خواجه پیِ هر دوی مان فال/ می گفت: «حلال است به ایامِ شبابی»

    3. عزیزم دوستت دارم ولی با ترس و پنهانی/ که پنهان کردن یک عشق یعنی اوج ویرانی

    4. دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی/ لعنت به منو زندگیو و عشق و جوانی

    5.چشمهایت حرارت محض است/ رَبَّنا آتِنا عَذابَ النّار!!

    ===========================================

    پَساپُست1: سید تقی سیدی رو دوست دارم :)

  • ۴ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۳ ]
    • دوشنبه ۷ تیر ۹۵
    هر که دیدیم دم از طاعت سلمانی زد
    نام سلمان دگر وکرده سلمان دگر است....